آخرین تماس از درگذشت مردی که در راه رفتن: Lene aa sakte ho toh aa jao

Category: ایندین اکسپرس هند | No comments

نوشته شده توسط Dipankar Ghose | Morena (mp) | به روز شده: مارس 30, 2020 7:10:23 am

Ranveer همسر Mamta در خانه خود در Morena.

فایل صوتی 42 ثانیه طولانی است. در یک پایان است, با صدای بلند, متحرک, صدای. جیغ, beseeching. “از کسی بپرسید به شما می دهد یک آسانسور تا Morena. سلام? سلام?” سکوت. پس از آن بیشتر به فوریت: “تماس 100. وجود دارد هیچ آمبولانس? می توانید آنها را رها نمی کند شما ؟ سلام?” هنوز هم سکوت. سپس سنگین نفس کراکل از طریق. شکست توسط مستند ساخته شده است که او را در راه رفتن بیش از یک صد کیلومتر از دهلی نو در یک پیشنهاد از جان گذشته برای رسیدن به خانه در, Madhya Pradesh. و شاید علم به این که این آخرین کلمات به خانواده اش. “Lene aa sakte ho toh aa jao (بیا با من اگر شما می توانید).”

این آخرین باری است که آنها شنیده ام صدای 38 ساله Ranveer Singh, قبل از او سقوط کرد به دلیل خستگی و از حمله قلبی درگذشت شنبه در آگرا و بیش از 100 متر هنوز هم به رفتن.

Ranveer یکی در میان تعداد بی شماری از کارگران مهاجر در راه رفتن به خانه از شهرها به روستاهای خود که در آن قوانین جدید از جداسازی و قرنطینه در انتظار. و داستان خود را سمبل خود گرفتاری و تروما در انتظار خانواده ها است.

در یکشنبه, Ranveer همسر Mamta نشسته اند با سه فرزند خود را در Badfara کرد صدای خود را به سختی به بالای زمزمه خسته از اشک.

خانه پراکنده, قرمز آجر و سیمان خانواده هنوز هم در بدهی به دلیل ساخت و ساز خود را. در مارس 22, Mamta سخن گفته بود به Ranveer در تلفن درخواست او را به بازگشت. “دو پسر دیگر از روستای ما بودند بازگشت از دهلی نو است. او گفت که او نمی تواند. او به عنوان یک پسر با یک رستوران در Tughlakabad و آنها هنوز هم باز است. او از ما خواست برای مراقبت از خودمان است و او خوب خواهد بود,” او گفت:.

Ranveer به تنهایی زندگی می کردند در یک کلبه کنار DDA مستعمره در Kalkaji. برای مواد غذایی او بستگی رستوران. بین بدهی و هزینه بازگشت به خانه وجود نداشت و پول است. بنابراین در جمعه 2 بعد از او به نام دختر بزرگتر Deepa یک کلاس 12 دانش آموز در یک مدرسه در Ambah, 2 کیلومتر از Badfara. او آمدن به خانه, او گفت:. “چگونه؟” “کوی saadhan nahin hai. Na, اتوبوس, chal راهی hai na قطار… paidal aa raha hoon (هیچ چیز وجود دارد در اینجا. هیچ اتوبوس, بدون قطار… هستم راه رفتن به خانه)” او پاسخ داد.

بخوانید | Uttarakhand: برای 2 مهاجران یک وعده غذایی در روز و 250 کیلومتر راه رفتن

India lockdown, state border sealed, coronavirus lockdown, covid 19 pandemic, coronavirus india cases, indian express مهاجران صف در Peetol checkpost در NH48 در گجرات Dahod منطقه, دولت, مرز, با, Madhya Pradesh, حدود 1 ساعت در روز یکشنبه.

در 5 ساعت او هنوز هم راه رفتن ، dodging پلیس گفت: در یکی دیگر تماس بگیرید. در 9 ساعت وجود دارد, اولین نشانه های مشکل. انگشت کوچک سینگ یکی از دو خواهر و برادر جوان تر به یاد او گفت که او در بر داشت یک کامیون به او را کمی جلوتر. “اما او خسته بود. او گفت: او می خواست به دروغ پایین. من به او گفتم که ما می خواستیم او را زنده,” او گفت:.

روز شنبه, خانواده زود از خواب بیدار شد داشتن به سختی به خواب. در 5 بر انگشت کوچک او را به نام. “او گفت که او تا به حال رسیده سیکندرا جاده در آگرا است. اما او نمی تواند نفس کشیدن نمی تواند هر چیزی می گویند. او گفت: او تا به حال درد در قفسه سینه خود را,” او گفت:.

در وحشت انگشت کوچک با عجله از خواب بیدار سایر اعضای خانواده درخواست از آنها برای او را انتخاب کنید او را تا به چیزی برای انجام. در 5.30 بعد از ظهر, Arvind سینگ برادر خود را در قانون به او صحبت کرد — از آن بود که 42-دوم تماس بگیرید.

دو مجموعه از بستگان چرخش به عمل است. یکی با عجله به روستا دکتر متقاعد او را به دست خود کارت شناسایی یک سوار بر یک موتور سیکلت و با عجله به آگرا است.

مجموعه ای دیگر از پسرعموهای در زمان خود جیپ استفاده برای حمل و نقل threshed گندم و رفت به Ambah ایستگاه پلیس. “ما نیاز به یک منتقل می کند. در غیر این صورت ما نمی خواهد اجازه داده شده است از طریق. آنها آن را به ما اما آن را در زمان زمان” نسبی گفت.

در آگرا آنها بدن خود را در یک بیمارستان تحت پوشش در یک ورق سفید. پزشکان و پلیس آن را به نام یک حمله قلبی. “هنگامی که من به او صحبت کرد و آخرین من می توانم بگویم او صاف بر روی زمین و نزدیک به مرگ است. ما به ارمغان آورد و بدن خود را به عقب و سوزانده شده او را در روز شنبه گفت:” Arvind.

بخوانید | ‘قبل از مستند اطمینان کارگران مهاجر کمک کرده اند’

مهاجران نشسته در بالای یک اتوبوس را از لکنو. (Express photo by Vishal Srivastav)

وجود پشیمانی در صدای او. Arvind بیش از حد کار می کرد در دهلی نو در یک محبوب بیشتر کایلاش رستوران. “من بازگشت در مارس 22. من باید اصرار داشت که او با من بیا” او گفت:.

در یکشنبه شب تمام بحث در این روستا بود در مورد جبران خسارت. “ما مغازه ها بسته است و ما نمی توانید بیرون بروید. ما درک می کنیم coronavirus و آن را به طور جدی. اما دولت باید اجازه دهید که قطار اجرا برای سه روز…شاید این اتوبوس. چه خواهد شد به کودکان خود را در حال حاضر ؟ خانواده شایسته یک دولت به آنها برای زنده ماندن و جبران خسارت” گفت: ماهندرا سینگ یک همسایه.

خانواده, در ضمن به یاد Ranveer به عنوان یک مرد حمله توسط شرایط اما کسی که هرگز مبارزه را متوقف. “شما فکر می کنم او می خواست به یک تحویل پسر ؟ او تنها سمت چپ سه سال پیش چرا که او نیاز به پول برای خانواده اش است. او در دواس که در آن پدر خود مشغول به کار در یک کارخانه است. او مورد مطالعه در قرآن کودک, مدرسه, انگلیسی-محيط مدرسه است. اما در 18 او شروع به کار در یک فروشگاه الکترونیک. پدرش درگذشت و او متوجه وجود يک مشکل است. او نقل مکان خانواده اینجا رفت به دهلی نو” Pinky گفت.

در آن سه سال Ranveer ارسال پول به طور منظم و شروع به ساخت یک خانه برای همسر و فرزندان خود را. وجود دارد, بدهی, اما آنها نمی دانستند که چقدر. “او هرگز به آنها گفت. وجود دارد به اندازه کافی به نگرانی در خانه” Arvind گفت.

Ranveer جوانترین دختر تنها سه سال فلج اطفال است و در حال حاضر از دست داده توانایی ایستادن.

از دست دادن هرگز یک گزینه است. Badfara تا به حال کمی به ارائه می دهند از نظر اشتغال است. “نزدیک به 200 پسران در شهرستانها در سراسر هند” Arvind گفت.

برخی از آنها در حال حاضر بازگشت, راه رفتن, مسافرت مفتی, ضرب و شتم عناصر و تاول پا. دیگران هنوز هم در راه خود را با کم و یا هیچ چیز در سمت چپ در جیب خود.

Ranveer تا به حال 800 تومان. که همه خانواده اش را در حال حاضر.

📣 هند اکسپرس در حال حاضر در تلگرام. اینجا را کلیک کنید برای پیوستن به کانال ما (@indianexpress) و اقامت به روز شده با آخرین اخبار در

برای همه آخرین هند, اخبار, دانلود برنامه اکسپرس.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>