ترجمه مقالات انگلیسی به فارسی رایگان نبايد فهميد كه دلالت بر شك و عدم حصول يقين ميكند و حاصل تقريرش آنكه اگر ابراهيم را شكی می بود ما را البته شكی می بود زيرا كه ما احقيم بشك از ابراهيم و چون ما را شكی نيست ابراهيم را البته شك نخواهد بود پس سؤال او مجرد برای ترقی بود از علم اليقين بعين اليقين و اگر كلام را بر ظاهرش حمل نمائيم نيز راست می آيد زيرا كه شك مقابل يقين است و چون يقين را سه مرتبه است علم اليقين و عين اليقين و حق اليقين شك را نيز مراتب ثلاثه می بايد تا ازاء هر مرتبه از يقين مرتبه از شك واقع شود پس مراد از شك اينجا عدم حصول عين اليقين با وجود حصول علم اليقين است و عدم حصول عين اليقين نقصانی ندارد و چه ضرور است كه انبيا همه امور غيبيه را بچشم سر مشاهده كنند و هيچ كس از شيعه و سنی بوجوب آن قايل نيست و اين مطلب صحيح را اصلا از جاده حق تجاوز ندارد محل طعن گردانيده اند و آنچه خود اين گروه در حق انبيا و رسل روايت ميكنند فراموش نموده اند چنانچه نبذی ازآن در باب نبوات ان شاءالله تعالی مذكور شود و كيفيت اعتقاد اين فرقه در حق انبيا واضح گردد.

ترجمه مقالات Isi

و ملاحيدر آملي در محيط اعظم اسامی اوصياء هر يك به تفصيل بر شمرده كه مجهول اللفظ و المعنی غير مضبوط الاعراب اند و اين نقل كذب محض و افتراء بحت است در توريت معظمه اثری ازان پيدا نيست و دليل عقلی برين افترا آن است كه أنبياء سابقين بر جميع اهل زمين مبعوث نبودند پس انحصار شرايع را وجهی نيست ديگر آنكه هنوز كارخانه نبوت منقطع نشده بود بعد از حضرت آدم پسر او حضرت شيث و بعد ازو حضرت ادريس و بعد از حضرت ابراهيم حضرت اسحاق باز حضرت يعقوب باز حضرت يوسف و بعد از حضرت موسی حضرت يوشع نبی بودند پس قيام امر دين بوجود أنبياء حاصل می شد حاجت بنصب اوصيا چه بود و اگر مراد از اوصيا انبيا باشند بعد از پيغمبر ما وجود انبيا چه قسم متصور تواند شد و علی تقدير التنزل عن ذلك كله حاصل ازين نقل غير از عدد دوازده بدست ما نمیآيد يحتمل كه خلفاء ثلاثه هم در اوصيا داخل باشند بلكه ايشان اليق بوصايت اند كه جهاد و فتح بلدان و ازاله كفر و بناء مساجد و نصب منابر و ترويج شريعت باكمل وجوه از دست شان سرانجام يافت بخلاف حضرات ائمه كه اكثر ايشان تمام عمر در خمول و عزلت و خلوت گذرانيدند.

ترجمه مقاله رایگان انلاین

چهارم آنكه حضرات انبيا مردم را بطاعات دعوت می فرمايند و از معاصی زجر می نمايند بترغيب و ترهيب امور آخرت از نعيم جنت و شدايد دوزخ و آن امور اول از نظر غايب اند بلكه از عقل نيز بعيد دوم موعود و آجل اند و كسی كه ايمان قوی دارد و آن امور را كه رأی العين می بيند و می داند و بر مواعيد انبيا وثوق تمام دارد كمياب و نادر الوجود است و عمر و امثال او مردم را بترغيب و ترهيب دنيوی باعث بر طاعت و مانع از معاصی بوده اند و بضرب دره و سوط می ترسانيدند و اكثر خلق از موجود و عاجل حساب بسيار بر می دارند و خوف و طمع در آن می نمايند لا جرم جنود شياطين و اتباع او از صولت و هيبت عمری زياده از انبيا و رسل می ترسيدند و از نام او بر خود می لرزيدند و لهذا حضرت امير فرموده است كه السلطان يزع اكثر مما يزع القرآن و مثل مشهور هندی است كه ماركي آكي بهوت بهاكي يعنی جنی كه بر آسيب زده تصرف می نمايد از عزايم و حاضرات آنقدر نمی ترسد كه از كفش كاری پنجم آنكه اين طعن منقوض است بروايت صحيحه كه در كتب شيعه و سنی هر دو موجود است از حضرت امير كه ايشانرا از مراتب ياران ايشان سوال كردند و ايشان منقبت و فضيلت هر يك را ارشاد نمودند چون نوبت بحال عمار رسيد فرمودند كه ذلك الذي أجاره الله عن الشيطان علی لسان نبيكم پس محفوظ بودن عمار نيز از شيطان ثابت شد و تقريری كه سابق در طعن مرقوم شد درينجا جاری بايد كرد و عمار را نيز بر انبيا تفضيل بايد داد زيرا كه ماده واحد است و عمر با وجود محفوظ بودن شيطان را می ترساند و می گريزاند ليكن چون أنبيا را بزعم طاعن رتبه عمار هم حاصل نيست البته تفضيل عمار لازم آمد.

و حكيم ترمذي در نوادر الأصول في أخبار الرسول از مقداد بن اسود روايت دارد كه فرمود “معرفة آل محمد براءة من النار وحب آل محمد جواز علی الصراط والولاية لآل محمد أمان من العذاب” و فاضل كاشی كه از فضلاء نامدار شيعه اماميه است نيز اهل سنت را در محبت صحابه كبار معذور داشته و حكم بنجات اهل سنت نموده بلكه ايشان را بر محبت صحابه كبار متوقع ثواب از جناب الهی ساخته و دلايل و روايات حضرت ائمه اين مطالب را به اثبات رسانيده در آن جا حاصل كلام او را نقل كنيم تا اين كيد بالكليه بشهادت فضلاء عمده شيعه زايل كرد و گفته است المحبة و المبغضة اذا كانتا لله يؤجر صاحبهما وإن كان المحبوب من أهل النار والمبغوض من أهل الجنة لاعتقاد الخير في الأول والشر في الثاني وإن اخطأ في اعتقاده، يدل علی ذلك ما رواه في الكافي باسناده عن ابي جعفر عليه السلام قال لو أن رجلا أحب رجلا لله لأثابه الله علی حبه إياه وإن كان المحبوب في علم الله من أهل النار ولو أن رجلا أبغض رجلا لله أثابه الله علی بغضه إياه وإن كان المبغوض في علم الله من أهل الجنة ولا يخفی أن هذا الحب والبغض يرجع الى محبة المقام والحقيقة دون الشخص الجزئي وكذا المبغضة خصوصا إذا لم ير المحب والمبغض محبوبه ومبغوضه وإنما سمع بصفاته وأخلاقه ومن ههنا نحكم بنجاة كثير من المخالفين المستضعفين سيما الواقعين في عصر خفاء الامام الحق المحبين لائمتنا صلوات الله عليهم و إن لم يعرفوا قدرهم وامامتهم كما يدل عليه ما رواه في الكافي باسناده الصحيح عن زرارة عن ابي عبدالله عليه السلام قال قلت أصلحك الله أرأيت من صلی وصام واجتنب المحارم وحسن ورعه ممن لا ينصب ولا يعرف فقال إن الله يدخل أولئك الجنة برحمته وفي احتجاج الطبرسي عن الحسن بن علي عليه السلام أنه قال في كلام له فمن أخذ بما عليه أهل القبلة الذي ليس فيه اختلاف ورد علم ما اختلفوا فيه إلی الله سلم ونجا به من النار ودخل الجنة ومن وفقه الله تعالی ومنّ عليه واحتج عليه بأن نور قلبه بمعرفة ولاة الأمر من أئمتهم ومعدن العلم أي هو فهو عند الله سعيد ولله ولي ثم قال بعد كلام إنما الناس ثلاثة مؤمن يعرف حقنا ويسلم لنا ويأتم بنا فذلك ناج محب لله ولي له وناصب لنا العداوة يتبرأ منا ويلعننا ويستحل دماءنا ويجحد حقنا ويدين الله تعالی بالبراءة منا فهو كافر مشرك فاسق وإنما كفر وأشرك من حيث لا يعلم كما يسب الله عدوا بغير علم وكذلك يشرك بغير علم ورجل أخذ بما لا يختلف فيه وردّ علم ما أشكل عليه الی الله تعالی مع ولايتنا ولا يأتم بنا ولا يعادينا ولا يعرف حقنا فنحن نرجو أن يغفر الله ويدخل الجنة فهذا مسلم ضعيف انتهى.